
|
شطحيات عموقاسم | |
|
2 من همين الان که توی سايت نشستهام و دارم براتون اراجيف مینويسم، بايد توی ساپکو باشم و از پروژمون (اينترنشيپ) دفاع کنم. وای که چه روزگار توپيه!!!! البتهههههههههههههه ناگفته نمونه که من به دکتر بشارتی زنگ زدم و گفتم که میخوام بيام و اون هم گفت که نه بابا! لازم نيست. اينجا هم که مت نشستيم، هيچ خبری نيست!!!!!!!!!! خوب ديگه اين هم از ساپکو! امروز يه لحظه «چشمای سياه» ديده شدن و بعدش اون آغا باحاله معرکه رو ول کرد و در رفت. باور کنين من خودم ديدمش. فکر میکنم که ترسيد با «چشمای سياه» روبرو بشه. هیهیهیهیهی امان از اين عشق پدرسوخته، امانامانامانامانامان... پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم بُری باحاله، شنبه 11/8/1380 ساعت 1:52 بعدازظهر عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
0
بلبل ناليده!
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان عمو |
| لوگو |
| بازديدکنندگان |
| پستهاي قبلي عمو |
| دفترچه يادبود عمو |
|
|
0 نظر داده شده:
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي